السيد الطباطبائي
587
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
( توضيح : يعنى احساس درد در ورود بايد بيش از احساس درد در خروج باشد ) . امام ( ع ) جواب داد كه روح حيوانى از خارج بدن به بدن داخل نمى شود ، بل در خود بدن به وجود مى آيد و بدن بر آن نمّو مىكند . ترجمه سخن علامه طباطبائى ( ره ) : اگر ( مجلسى ) رحمه الله ، به جاى روح حيوانى ، روح انسانى ، مى گفت ، مطابق « حركت جوهرى » مى شد . حركت جوهرى كه مى گويد : روح انسانى يكى از مراتب تكامل بدن است . چنان كه دلالت مىكند بر آن ، سخن خداوند متعال كه مى فرمايد : « ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ « 1 » » . و آن چه لذّت و درد را احساس مىكند ، نفس است . ( اگر مجلسى چنين مى گفت ) بيانِ تامّ مى شد . پس حدوث روح ، كمال بدن است و اين خود بدن است ، پس بدن در حدوث نفس چيزى احساس نمى كند . ليكن مفارقت نفس ، مفارقت چيزى است كه به بدن متعلّق بوده و در آن تصرف مى كرده با آن انس داشته ، پس موجب تألّم مىشود . بررسى : 1 - در كتاب « نقد مبانى حكمت متعاليه » ، توضيح داده ام كه : آن چه ملاصدرا با عنوان حركت جوهرى آورده اگر براى ارسطوئيان ارزشى داشته باشد ، براى ديگران ( يعنى براى همه انديشمندان امروز جهان - غير از تعدادى از ماها كه صدرويان هستند ) هيچ ارزشى ندارد . زيرا براى همگان روشن و بديهى است كه هر شئ غير از خدا ، متحرك و متغير است خواه جوهر باشد و خواه عرض . و چيزى به نام حركت جوهرى و پرسش با عنوان « آيا جوهر نيز متغير است ؟ » ، مشكلى بود كه خود ارسطوئيان براى خودشان درست كردند و سپس به عقيده عقلاى جهان ، برگشتند و به حركت جوهرى معتقد شدند .
--> ( 1 ) - آيه 14 سور مومنون .